خرید بک لینک

I like to see the world. I like to know different people, different caltures. But right now I can't do that. So I watch movies and I read books to fill that hole. One second I'm in paris with audrey hepburn and another second I'm leave her to visit frances ha or even Martin to ask more about Terry. And another second I go of to be a dameged highschool girl who has to fight over her classmates suicide. And another moment I travel in time to hug oscar in warshaw during world war 2 and ask about what's going on in dunkirk shore. Or even to visit hogwarts to see some magic. Or help frodo in his journey to destroy the ring and as we crossed the middle earth and ask gandalf to take me to denerys if he can. Or fill batman's empty place in Gotham.
I don't know where I belong more. I just know that all these characters helped me and thought me something priceless. And I believe knowing lots of people and different characters and infinate universes help you not hate things in life.


این از همون نوشته های بی جا و مکانمه که الان چون حس نزدیکی دارم دوباره بهش گفتم بذارمش. کتاب جدید شروع کردم و همیشه وقتایی که کتاب میخونم حس بهتری به خودم دارم. یادمه اول دبیرستان خانوم اقدامی میگفت یه روزی میرسه که باورتون نمیشه چقدر وقت برای یه کارایی که الان خیلی راحت انجامشون میدین و دوستشون دارین نخواهین داشت(مثل کتاب خوندن) و اون موقع خندیدم و با خودم فکر کردم هیچ وقت نمیذارم این اتفاق بیفته. هر از گاهی که کارای دوست داشتنیمو انجام نمیدم یاد این جمله میفتم و حداقل تا یه مدت حواسم هست به کارایی که میکنم. با اینکه رویای دوریه برام دوباره بعد مدت ها فکر کردم به اینکه بلاخره یه روزی میرسه و میتونم برم ایتالیا و تو اون دفترچه ای که سال هاست برای اون روز آماده کردم مینویسم. ولی تا اون موقع باید همینجا باشم و برم تو دنیاهای دیگه ای که در دسترسمن. فعلا تو توکیوام. پیش ساکوروتازاکی. امروزم خیلی قشنگ بود برام وقتی رفتم تو سوییشرت گنده ی فرشاد و کنار یه عالمه شکلات خیلی خوشمزه و چیز کیک و چایی نشستم کتاب خوندم و رفتم توکیو.

برچسب: نویسنده: یگانه کاشفی تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 10:26

صفحه بندی