"اه...لعنتی چرا دنیا انقدر بزرگه. چرا کوچیک نیست.
چرا همه نمی چسبن سر جاهاشون تکون نخورن."
واقعا عصبانیه و حتی اگه بخوام حس درونیمو بگم میگم که اشک تو چشماش جمع شده بود و ممکن بود بترکه.
دلم میخواست همون جا بغلش کنم. بگم اشکال نداره. بگم که چقدر خوشحالم که اونور دنیا نیست و اینجاست.رو صندلی کنار دست من تو همین ترافیک کوفتی.
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:46 توسط Mobina|
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشفی