Everything not saved will be lost
Don’t ever let anyone tell you, you ain’t beautiful
What is dead, may never die.
وقتی یه اتفاق بدی برای کسی که میشناسی میفته اول ناراحت میشی و بعد با این فکر که این مصیبت از تو دوره و ضد ضربه ای و قرار نیست حالا حالا ها برات پیش بیاد خودتو آروم میکنی و ادامه میدی
بعد میگذره، دیر یا زود برای خودت پیش میاد. حس میکنی یکی از پشت اومده بهت خنجر زده. همش میگی درست میشه چیزی نیست ولی درست نمیشه.
میدونی مزخرف ترین نکتش چیه؟ اینه که فکر میکنی الان که تو خشک شدی و هیچکاری نمیتونی بکنی همه چیز باید وایسه سر جاش. ولی میفهمی کی با بیرحمی تمام همه چیز ادامه داره و زمان فقط برات کندتر میگذره تا دیر تر عادت کنی، تا بیشتر عذاب بکشی.
من تو مرحلهی عذابم و دارم به این فکر میکنم که جای بهتری هست. باید باشه. یه جایی که همیشه پیست اسکیش باز باشه تا بتونه بره اسکی. هر چقدر بخواد شیرینی و انبه بخوره و بعد خواب ظهرش بره تو پارک بشینه و بازی کردن بچه ها رو نگاه کنه. و من این امیدو دارم تا وقتی که بمیرم و عکسش قرار باشه بهم ثابت شه.
خوش بگذره بابابزرگ.
نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 18:46 توسط Mobina|
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشفی
تاريخ: شنبه
21 مرداد
1396 ساعت: 17:11