خرید بک لینک
دیشب هممون نشستیم سر یه میز. همه ی باقی مانده هامون.

داشتیم فکر میکردیم دفعه ی قبلی که اینجا بودیم چقدر سالن بزرگتر بود چون قدهامون نصف الان بود.

الان مریم ازدواج کرده و بچه داره و ما اومدیم بچه رو ببینیم.

نیوشا عقد کرده و نامزدش رو برای اولین بار دیدیم.

قیافه ی پارسا و عسل انقدر عوض شده که اگه تو خیابون میدیدمشون نمیشناختمشون.

پاشا کاناداست.یاسی کاناداست.

دخترا دامن پوشیدن پسرا کت شلوار چون دیگه قرار نیست بدو بدو کنن که لباساشون بخواد راحت باشه.قرار نیست چشمک یا شاه وزیر بازی کنیم و برای هم سبیل آتشین بکشیم.فوقش اینه که همدیگه رو مجبور کنیم برقصیم که دی جی گلوی خودشو جر نده.

آخرشم خداحافظی کردیم.بدون اینکه بدونیم دفعه ی بعدی که همدیگه رو میبینیم چی خواهیم بود.

برچسب: گذشته,گذشته استمراری,گذشته کامل,گذشته send,گذشته کامل استمراری,گذشته ساده,گذشته ها گذشته,گذشته catch,گذشته fall,گذشته want, نویسنده: یگانه کاشفی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 18:14

صفحه بندی